می خواهم لج کنم

بغض اسمان

من از اوج دريا آمدم... بي هيچ دليلي ... تنها براي تماشاي باران . . . و تماشاي تو...

خسته ام از تظاهر به ایستادگی

 


از پنهان کردن زخم هایم

 


زور که نیست !

 


دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و

 


با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!

 


............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم

 


میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...!

 


چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!

 


خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی .....

 


میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....




 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در دو شنبه 15 آبان 1391برچسب:,ساعت17:26توسط ترسا | |